
+ Written by mahnaz |
هيچ وقت قول يک پسر بچه را جدي نگير! اما هميشه از تهديدات يک دختربچه بترس اگر با قلبي آکنده از عشق و محبت به ديدار کسي برويد و بدون چشمداشت به او محبت بورزيد ،روابطي اعجاز انگيز خواهيد آفريد. خطر خوشبختي در اين است که آدمي در هنگام خوشبختي هر سرنوشتي را مي پذيرد و هرکسي را نيز. کسي که زياد حرف ميزند، يا زياد ميداند يا زياد دروغ ميگويد. در جهان تنها دو گروه از مردم هستند که هرگز تغيير نمييابند؛ برترين خردمندان و پستترين بيخردان. همه مردم را «بعضي مواقع» ميتوان فريفت و بعضي از مردم را براي «همه عمر». ليکن نميتوان همه مردم را براي همه عمر فريب داد. مدتها پيش آموختم که نبايد با خوک کشتي گرفت، خيلي کثيف ميشوي و مهمتر آنکه خوک از اين کار لذت ميبرد. براي جبران اشتباهات، به دوستانت همانقدر زمان بده که براي خودت فرصت احتياج داري. عده اي مثل قرص جوشانند؛ در ليوان آب كه بياندازيشان طوري غليان كرده و كف مي كنند كه سر مي روند اما كافي است كمي صبر كني بعد مي بيني كه از نصف ليوان هم كمترند. چهار روش براي اتلاف وقت وجود دارد: کارنکردن، کم کارکردن، بد کارکردن و کار بيهوده کردن. اگر قرار باشد بايستی و به طرف هر سگی که پارس میکند سنگ پرتاب کنی، هرگز به مقصد نمیرسی
+ Written by mahnaz |
وقتي خدا بهت ميگه (باشه) -- چيزي که ميخواي بهت ميده
وقتي خدا بهت ميگه ( صبر کن) -- چيز بهتري بهت ميده
وقتي خدا بهت ميگه ( نه) -- داره بهترين رو برات آماده ميکنه![]()
+ Written by mahnaz |
Once a lady when having a conversation with her lover, asked: Man: I can t tell the reason... But I really like you... Lady: You can't even tell me the reason... how you can say you like me? How can you say you love me? Man: I really don t know the reason, but I can prove that I love U. Lady: Proof? No! I want you to tell me the reason. My friend s boyfriend can tell her why he loves her but not you! Man: Ok!!! Emm... because you are beautiful, …. Unfortunately, a few days later, the Lady met with an accident and went in comma.
Lady: Why do you like me..? Why do you love me?
because your voice is sweet,
because you are caring,
because you are loving,
because you are thoughtful,
because of your smile,
because of your every movements.
The lady felt very satisfied with the man s answer.
The Guy then placed a letter by her side,
here is the content:
Darling, Because of your sweet voice that I love you...Now can you talk? No! Therefore I cannot love you.
Because of your care and concern that I like you. Now that you cannot show them, therefore I cannot love you.
Because of your smile, because of your every movements that I love you..
Now can you smile? Now can you move? No, therefore I cannot love you...
If love needs a reason, like now; there is no reason for me to love you anymore.
Does love need a reason?
NO! Therefore,
I still Love you...
+ Written by mahnaz |
بدین وسیله من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم و مسئولیتهای یک کودک دو ساله را قبول می کنم ! می خواهم به یک ساندویچ فروشی بروم و فکر کنم که آنجا یک رستوران پنج ستاره است ! می خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است ، چون می توانم آن را بخورم !!!
می خواهم زیر یک درخت بلوط بزرگ بنشینم و با دوستانم بستنی بخورم !
می خواهم درون یک چاله آب بازی کنم و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم .
می خواهم به گذشته برگردم ، وقتی همه چیز ساده بود ، وقتی داشتم رنگها ،
جدول ضرب و شعرهای کودکانه را یاد می گرفتم ، وقتی نمی دانستم که چه
چیزهایی نمی دانم و هیچ اهمیتی هم نمی دادم ...
می خواهم فکر کنم که دنیا چقدر زیباست و همه راستگو و خوب هستند .
می خواهم ایمان داشته باشم که هر چیزی ممکن است و می خواهم که از
پیچیدگیهای دنیا بی خبر باشم .

می خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم ، نمی خواهم زندگی من
پرشود ازکوهی از مدارک اداری ، خبرهای ناراحت کننده ، صورت حساب ،
جریمه وبیکاری و جدایی ...
می خواهم به نیروی لبخند ایمان داشته باشم ، به یک کلمه محبت آمیز، به
عدالت به صلح ، به فرشتگان ، به باران ، و به ...
این دسته چک من ، سوييچ ماشین ،سند، کارت اعتباری و بقیه مدارک ، مال شما
" من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم!!! "
+ Written by mahnaz |
- softly d leaves of memories wil fal, i'll pick them up & gather them all, coz 2day, 2moro & til my life is through i'll cherish having sum1 like u! برگ های خاطره ها به آرامی میریزن و من بلندشون میکنم و اونها رو گرد هم میارم چون امروز، فردا و تا وقتی که زندگی من ادامه داره بخاطر داشتن شخصی مثل تو خوشحال خواهم بود
![]()
+ Written by mahnaz |
عاشقم عاشق ستاره صبح عاشق ابر سرگردان عاشق روزهای بارانی . .. ... هرچه نام زندگیست بر آن! پ.ن: روزهای رنگارنگی دارم.... بعد از تولد ۱۷ سالگی حس میکنم خدا یه جور دیگه بهم نیگا میکنه....از همینجا روی ماهشو می بوسم...

+ Written by mahnaz |
to agar biyayi ma hame inbar budanat ra ghanimat danim.... to bia!
...
..
.
ma hame yare dabestanie to!
+ Written by mahnaz |
Some of the Best Moments in Life: بهترین لحظات زندگی * To fall in love. عاشق شدن * To laugh until it hurts your stomach. خندیدن تا حدی که دلتون درد بگیره * To find mails by the thousands when you return from a vacation. دیدن یه عالمه ایمیل بعد از اینکه از مسافرت برگشتید * To listen to your favorite song in the radio. گوش دادن به آهنگ مورد علاقتون از رادیو * To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to. داشتن تلفن از کسی که مدتی بوده که ندیدینش و دلتنگش بودین To find money in a pants that you haven't used since last year . پیدا کردن مقداری پول تو جیب شلواری که در سالی که گذشت ازش استفاده نمی کردید * To accidentally hear somebody say something good about you. شنیدن تصادفی یک تمجید درباره ی خودنون از زبان کسی * To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours. بیدار شدن از خواب و فهمیدن این که هنوز فرصت دارین یه جند ساعت دیگه هم بخوابین * To hear a song that makes you remember a special person. گوش دادن به آهنگی که خاطره ی شخص عزیزی رو برای شما زنده میکنه * To go to bed and to listen while it rains outside. گوش دادن به صدای بارش بارون وقتی که تو تختخواب دراز کشیدین * To watch the sunset from the hill top. نگاه کردن به غروب آفتاب وقتی که بالای یک نپه بلند قرار دارین * To feel butterflies! in the stomach every time that you see that personو احساس دستپاچگی و این که دلتون هری بریزه پایین هر زمان که اون رو میبینین * To see people that you like, feeling happy. دیدن خوشحالی کسانی که دوستشون دارین * To use a sweater of the person that you like and find that it still smells of their perfume. پوشیدن پلیورکسی که عاشقشین و احساس این که هنوز بوی عطر اونو میده * To have somebody tell you that he/she loves you. داشتن کسی که بهتون بگه دوستتون داره * To laugh ....... laugh........and laugh ...... remembering stupid things done with ur friends. خندیدن و خندیدن و خندیدن وقتی که یادتون به کارهای احمقانه و خنده دار دوستاتون میافته. These are the best moments of life.... این ها بهترین لحظه های زندگی هستند Let us l earn to cherish them. قدرشون رو بدونیم .... ... .. .
+ Written by mahnaz |
دلم میخواد یه همچین جایی باشم... تنها... تنها.. تنها. تنهای تنها یا اینجا...


+ Written by mahnaz |
| ||||||